عبد الحسين نوايى

140

نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )

بنابراين ايرانيان دشمن خارجى سهمگين و خطرناكى نداشتند . در داخل كشور نيز بر اثر امنيت راهها و برقرارى تجارت و ارتباط فراوان با ممالك مجاور و حتى با كشورهاى دور دست مثل فرانسه و اتريش و هلند و انگلستان و دلبستگى سلاطين صفوى به ايجاد راههاى خوب و آب انبارها و كاروانسراها و قناتها و نهرها ، وسايل لازم و مكفى در دسترس كليهء طبقات مردم از تاجر گرفته تا زارع و صنعتگر قرار گرفته - بود و اين امر موجب آرامش ممتد و آسايش بيحد و گرد آمدن ثروتى عظيم شده - بود كه مسافران فرنگى از شاردن و تاورنيه تا اولئاريوس آدام و انگلبرت كمپفرو ، سان سون كشيش و ديگران از آن ياد كرده‌اند . اشارات فراوانى كه در اسناد و كتابها و رسالات مختلف اين دوره چه از خودى چه از بيگانه به وجود قهوه‌خانه‌ها و كوكنارخانه‌ها و شرابخانه‌ها و بيت اللطف‌ها ( روسپى خانه ) شده ، نشان لذت طلبى مردم ايران است كه خود ناشى از آرامش و ثروت و آسايش و امنيت فراوان مىباشد . لذت اين دورهء صد ساله را ايرانيان كه ذاتا مردمانى صاحبدل و اهل ذوق و آسايش طلب و تفنن‌جو و تجمل‌پرست مىباشند هرگز نمىتوانستند فراموش كنند و به همين جهت نمىتوانستند از ابراز حق شناسى عميق خود نسبت به دودمان صفوى كه موجب اين همه آسايش و ثروت و لذت بودند ، خوددارى نمايند و اين معنى يكى از علل دلبستگى شديد مردم ايران به دودمان صفوى بود . از طرف ديگر ايرانيان به مذهب تشيع كه اصلا برداشتى لطيف از اسلام و حاصل محبت و اخلاص فراوان قوم ايرانى به خاندان رسالت و دودمان ولايت بود ، دلبستگى فراوان داشتند و به همين جهت به صفويه كه اين مذهب را قدرت و قوت بخشيدند ، به ديدهء احترام مىنگريستند . زيرا درست است كه در طول قرنها ايرانيان به مبانى تشيع وقوف و اعتقاد داشتند ، اما به علت وجود سلاطين سنى مذهب مقتدرى چون سلاطين غزنوى و امراى سامانى و سلاجقه و ايلخانيان و تيموريان ، تشيع در ايران شمول و گسترشى نداشت و تنها در كانونهاى محدودى چون قم و سبزوار و رى و آوه و كاشان فعال و پويا بود و اين شاه اسماعيل صفوى مؤسس سلطنت صفوى